تبليغاتX
زندگی جنبش جاری شدن است... از سر آغاز حیات تا به جایی که خدا میداند نغمه های سکوت
 

 بسم الله وبالله و علي

 

  ملّة رسول الله فزت و

 

        رب الکعبة

+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/21ساعت 0:40  توسط عالیه 
 

 یا من قال عنه(من ادرک

 

 الفاطمة ادرک لیلة القدر)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/20ساعت 4:45  توسط عالیه 
 

یا شفیعة یوم الجزاء یا

 

فاطمة اشفعي لي عندالله 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/20ساعت 4:38  توسط عالیه 

                  اسرا ر درونی مرد

به من بگویید چه نوع زنی را دوست میدارید تا به شما

بگویم چگونه مردی هستید .

امروزه علم پسیکو آنالیزپیشرفت شایانی درشناسایی مردم

نموده است ما حالا میدانیم که نه تنها رؤیا بلکه امیال وافکار

ما بیشتر از روی شعوریا ضمیرباطنی انجام میشود .این کشف

حّل خیلی از مسایل رابرای ما آسان مینماید. اکنون برای روشن

شدن موضوع،موجودی را که برای مردان خیلی مهم وجالب

توجه است شاهد مثال قرار میدهیم.

 

1-زن موجود کوچکی است:این گروه زن را به نظرحقارت مینگرند و

   مخصوصا درمشرق زمین هنوزاین فکررباقی است. بنابراین آن توجهاتی

   که لازمست نسبت بزن ندارند واورا تحقیر مینمایند.

  ازنظر روان شناسان این تحقیر مفرط واین حّس برتری علا مت حقارت است

  که در خود مرد وجود دارد در حقیقت یک احساس پستی است.

 

2-زن همد م قلب است: دراین مورد هم مرد معتقد نیست که زن در هوش با او

  مساویست،اورا کمتر از خود میداند اما وجودش را برای ازدواج وعشق

  لازم میشمرد.

  درنظر روانشناسان این قبیل مردان پرهیزکار، ترسو، حساس ونیک هستند

  طالب صلح وآشتی میباشند ومیتوانند با زنیکه مطیع وفداکارست بسیارخوب

  زندگی کنند بطوریکه حالت نگرانی وترس در آنها بروز نکند وبالاخره از

  سختیهای زندگی معمولا غافلند.

 

3-زن مرغیست در قفس طلایی:این مردان برعکس زن را پرستش میکنند

  ودر نظرشان زن جزو چیزهای لوکس وتجمّلی میباشد، با وجود اینکه زن

  را شخص سطحی وبوالهوس می پندارند ازتمام معایب زن نه فقط چشم پوشی

  میکنند بلکه تمام این عیوب را لازم میدانند وهرچه صفات زنی بیشتروحالت

  مردانه کمتر باشد نزدشان مقبولترست.

  در اینجا باز مردان برای خود برتری قائلند بنابراین آنها جنسا ضعیف میباشند

  که در مقابل زنان سطحی خود را سرور وبزرگ می پندارند پس جاه طلب و

  بلند پروازوناراضی اند .

 

4-زن ایده آلست: گرچه آن فداکاریهایی که در سابق از طرف شوالیه ها نسبت

  بزنان بعمل میآمد امروز دیگر وجود ندارد ولی باز مردانی هستند که برای

  زن احترا م ومقام خاصّی قائلند وبزنهایی تمایل پیدا میکنند که از حیث مقام و

  ثروت یا مختّصات دیگر در جامعه برجسته باشند.این دسته ازمردان هرچه

  د ست یافتن به زن دشوارتر باشد تمایل آنها نیز بیشتراست.

  روانشناسان تمایلات این گروه را که میخواهند زن بهر نوع ووسیله است

  بالاترازمرد باشد ودر راه زن فداکاری نمایند همیشه ازنظر مادّی نیست

  بلکه بیشتر از راه اخلا ق وفکر میباشد، این قبیل مردان در زمره وبمنزله

  فاتحین محسوب میشوند.

 

5-زن مادرست:عدّه ای از مردان زن را بچشم مادر نگاه میکنند ودر زن

  فقط خواص مادرشد ن یعنی تولید مثل را می بینند واگرزن غیرازامور

  مادری بکار د یگری بپردازد مورد مذ مّت وتوبیخ واقع میشود.

  این مردان در کوچکی یا از نوازش مادری بکلّی محروم بوده ویا خیلی

  از مادر مهربانی دیده اند که در هر دو مورد نتیجه یکی است واین

  موضوع د ر تمام عمرباقیست این مردان بچه مآ بند.

 

6-زن دوست محترمیست:اینجا مردان احترام وعلا قه بزن دارند ولی

  این علا قه کاملا سطحی است وهیچوقت از روی قلب وعشق نیست یک

  نوع محبت طولانی است ضمنا ممکن است مدافع وفداکار زن هم باشند

  بیشترنویسنده ها، بازیگران واشخاص احساساتی اینطورند که از زمان

  بچگی این حسّ درآنها بوده. مادرشان نسبت بزنان دیگربرتری داشته این

  مردان طبیعت زنانه پیدا کرده اند.

 

7-زن سرچشمه الهامست:مردان احترام برای زن قائلند ولی مثل بالا نیست

  چون حالت زنانه ندارند وتسلّط زن را قابل تحسین وتمجید میدانند.معتقد ندزن

  کلا جنس متفاوتی است وسعی میکنند زنها را بطرف خود جلب نمایند ولی

  مانند دون ژوآن معروف باهر زنی آشنا میشوند وازاین زن بآن زن عشق

  میورزند ومحبت حقیقی را نمی یابند.

  اینجا روانشناسان میخند ند مرد یکه زن قوی ومسلط میخواهد درواقع اقرا ر

  به ناتوانی خود نموده وآنچه در زن جستجو میکند غیر از اراده ی حقیقی او

  میباشد واین دون ژوآن ها همیشه ناراضی ود لواپسند وطبیعتی دارند که

  میخواهند تحت تسلط واقع شوند.

 

8-زن شوم است: بزرگترین بدبختی مردان آن است که عاشق شوند دراین

  صورت وجود تمام زنها برای آنها شوم ونحس است از یک طرف مرد بیچاره  بی

  تقصیروساده است از طرف دیگر زیبایی، جاه ومقام وتمایلا ت جنسی او را

  بخود جلب مینماید اکثرا آرتیستها، اشخاص عالی مقام ونوابغ گرفتار این نوع

  عشق وازدواج نا مطلوب وشیطانی شده اند چنانکه سقراط فدای زن خود

  ( کزانتیپ) گردید- مخصوصا نوازندگان بیشتر دچاراین قبیل عشق ها میشوند

  که در رأس آنها میتوان آهنگ ساز معروف شوپن را نام برد.

  د راینجا ببینیم روانشناسان چگونه تعبیر میکنند وبرای چه این قبیل زنان می

  خواهند مردانی راکه ازهمه بیشتر نسبت به آنها فداکار بوده اند بد بخت وبی

  چاره نمایند وبه چه دلیل این دسته از مردها همیشه تصادف بزنان بد جنس می

  نمایند؟

  علماء روانشناس میگویند در اینجا تقصیرخود مرد است که استعداد برای تحمل

  درد وعذاب دارد وهمیشه سعی می کند وسیله عذاب را برای خود فراهم نماید

  واین اشخاص کوشش دارند از موجودی که از آنها کوچکتر وضعیفتراست رنج   

  بکشند ودر واقع از اینکار لذ ّت میبرند.

 

9- زن رفیق خوبیست:اغلب مردان که بیشتر جوان هستند زن را کاملا با خود

  مساوی میدانند ومیگویند که زنها بالا تریا ضعیف تر نیستند وآنها هم مثل ما

  اخلا ق وجنس های مختلف دارند ومرد ممکن است مطابق سلیقه یکی ازآنها

  را انتخاب نماید.

  این مردان مثل دو دوست در تمام کارها با زن شرکت می کنند درتمام جاها

  ومسافرت ها با هم میباشند بالاخره دودوست مهربان و وفادار هستند.

  نظریه ی روانشناسی: نسل جد ید مردان معتقد به اعتدال میباشد وتفاوت و

  اختلا ف زیادی بین زن ومرد نمیگذارد اما مردی که زن را بچشم رفیق

  نگاه میکند دیگر توقعات زیادی را که زن دارد ممکن است اجرا ننماید و

  برای موجودی که او دوست دارد لیا قت وفداکاری خود را نتواند بروزدهد

  چون بالاخره یک رفیق کمتر از یک معشوقه توقع وتقاضا دارد.

 

 

 

  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/19ساعت 5:13  توسط عالیه  | 

 

 

 

ازتاریخی که مرد روی زمین وجود دارد

 

صحبت از زن بوده است و تمام مردا ن

 

                           متوجه این موجود هستند افسانه ها واشعار

 

                           درباره ی او گفته وسروده اند،در عالم وهم

       

     خیال وجود زن را مجسّم کرده اند ولی همه ی

 

       مردان با یک نظر ویک سلیقه درباره ی وی

 

     قضاوت ننموده اند بعضی زنان را فرشته و

 

      برخی جزو شیاطین پنداشته اند، در واقع هر

 

     مردی آنچه در شعور باطنی خود تصّورمیکند

 

      در عالم حقیقت نیز تعقیب مینماید پس اگر این

 

   موجود با نیّت وافکارباطنی وی تطبیق نکند

 

   مرد راضی نبوده از جادّه منحرف می شود.

 

     آنچه مرد درباره ی زن فکر میکندکاملا بستگی

 

      به طبیعت وخلقت او دارد که در ضمیرش پنهان

 

ا ست پس اگرمردی درمورد زنی صحبت وقضاوت

 

کند شخصیت واسرار درونی خود را فاش نموده

 

بنابر این میشود روحیات مردان را از قضاوتشان

 

در مورد زن شناخت وگفت چگونه اند.

 

   در این مجال چند گزینه از قضاوتها آمده است که

 

بعد از             عنایت نظرات خودرا محبت کنید تا بگویم ازکدام    دسته اید.

 

1-     زن موجود کوچکی است

 

2-     زن همدم قلب است

 

3-     زن مرغی است در قفس طلایی

 

4-     زن ایده آل است

 

5-     زن مادر است

 

6-     زن دوست محترمی است

 

7-     زن سرچشمه ی الهام است

 

8-     زن شوم است

 

9-     زن رفیق خوبی است

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/07/15ساعت 3:49  توسط عالیه  | 

          

 

 برای تو که..........

 

گفتم!............................................

 

گفتی!..............................................

 

 

 

 بازهم سکوت تنها سهم الارث پیدایشم دراین وادیست.    

 

   خواستم سکوتم را بشنوی نازنین،شنیدی، باحوصله وزیبا

 

      امّا صدای نا هنجارسکوتم دروسع گوش جانت نبود، بم ترین

 

         صدای هستی سکوت من است، گناه تو نیست وقتی که سکوت  

 

گوش جانت را ناشنوا میکند.

 

      ببخشایم که پذیرای خوب ومیزبان قابلی برای وجودت نیستم

 

 خوب من .

 

    آنچنان در جان و دلم رخنه کرده ای که ذره ای جدا زخود

 

 نمی بینمت.

 

     با رفتنت انگاشتم نیمه ی اصلی وجودم را به یغما برده اند

 

   من جانبا ز راه پرپیچ وخم عشقم ومعلولیتم را دراین راه

 

  ارزانی ام داشته اند،برجانباختگی خود مفتخرم.

 

 فففففففففاااااااااااااااصصصصصصصصللللللللللللللههههههههههه 

 

 

 

  

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/06ساعت 13:25  توسط عالیه  | 

 

یا من هولمن دعاه مجیب ،یا من هولمن اطاعه حبیب،

 

یامن هوالی من احبّه قریب،یامن هوبمن استحفظه رقیب،

 

یامن هوبمن رجاه کریم،یامن هوبمن عصاه حلیم،

 

یامن هوفي عظمته رحیم،یامن هوفي حکمته عظیم،

 

یامن هوفي احسانه قدیم،یامن هوبمن اراده علیم،

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/06ساعت 1:40  توسط عالیه 
 

 

اللهم غیّرسوء حالنابحسن حالک

 

شبهایم احیاء نبودتوست

           

            روزهایم کمای شب بیداری

 

     

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/05ساعت 21:44  توسط عالیه 

                      درجواب خانوم یا آقای تقدیر

        

 

با عرض سلا م مجد د خد مت شما بزرگوار

 

قبل از هر چیز باید بگم مسلّمه که انسان آزاده آفریده شده

 

تا خود برای خود راه را انتخاب کند وهیچکس حق تعّدی و

 

تعیین تکلیف برای کسی راندارد اگر اینگونه می بود که تفاوت

 

ما با سایر جانداران درچه بود؟

 

بسیار زیباست گفته ی شما بله منهم همیشه شعارم همینست که

 

آیا اگر پدر ومادرم نماز نمیخواند ند بازم من نماز خوان بود م واهل

 

ایمان؟

 

یا آیا اگر درکشوری غیر مسلمان بود یم بازهم نماز میخواند یم یا تحت

 

تأثیر محیط مانیز اهل کفر ونفاق بود یم؟

 

آری مسلمانی ما منّتی نیست بر سراسلام .

 

واما درمورد اینکه دروغ میگم غیبت میکنم حق راناحق میکنم ونگاه آلوده........

 

شما من را محکوم میکنید یا منظورتون کلّیست ؟

 

اگر نظر شما کلّیت دارد باید بعرض برسانم که ما انسانیم وجایزالخطا

 

اگربه معاد ایمان داری بدان که برای تمایز خیر وشر وتعیین جایگاه ابدی

 

این امر طبیعی است .

 

من مختارم که جایگاهم را انتخاب کنم قرار نیست آنجا حقی نا حق شود

 

وقتی میدانم که نماز آرامش وسکّینه ی قلب منست میخوانم .

 

طبق فرموده ی خداونددرقرآن (ا نّا هد یناه السبیل اما شاکرا واما کفورا)

 

( ما راه را نشانش دادیم میتواند شاکر باشد ومیتواند کفران بورزد )

 

این خود بالاترین مدّعاست بر اختیار ما بشر، منی که مدّعیم اگرپدر

 

ومادرم فلان بود ند منهم بهمان بود م اینجا د یگه هر گلی زد م به سر

 

خودم زد م باشه این راه بسم الله بروم خود را بیا بم چرا د یگران را به

 

میز محاکمه بکشانم؟

 

وامّا درمورد اون شعرباید عرض کنم خدمتتون که درنیمه ی شعبان سروده

 

شده به مناسبت ولادت امام زمان چون مناسبت داشت نوشتم وقصد د یگری

 

در کار نبوده فرموده بود ید که سال 1330برای 1385یک علامت سؤاله

 

آیا نوشته هم بزعم شما همانند ما بشر کهنه وفرسوده میشود؟ وآنهم نوشته ی

 

شخصیتی که در راه علم وپویایی عمر گذرانده وحیاتش را درراه ترویج

 

علم ومعرفت به پایان رسانده .

 

اگر این اعتقاد شماست پس قبل از خواند ن هر کتاب یا نوشته ای به تاریخ

 

آن مراجعه کنید اگر زمانش گذشته کنارش نهید وبد نبال نوشته ای جد ید و

 

تازه بگرد ید، با این ایده ی شما کتابهای علمی وفلسفی ونعوذ باالله قرآن

 

وکتب ادعّیه نیز فرسوده اند کنارشان نهیم .

 

عادتم بازی با کلمات نیست وادعّای زیبایی کلام نکرده ام هر خط خطی در

 

اینجا میبینی تراوشات ذهنی منست برای خود می انگارم تو گویی خود خواهم .

 

ود یگر اینکه من نگفتم مسلمانم نماز میخوانم یا چنین وچنانم منهم گم کرده

 

راهی ام مثل شما واکثر مرد م از خدا مد د خواسته ام که در یافتن خود یاری ام

 

نماید همین .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/05ساعت 0:54  توسط عالیه  | 

rahim