|
بنا اهتديتم في الظّلماء ، و تسنّمتم ذروة العلياء ، و بنا افجرتم عن السّرار . وقر سمع لم يفقه الواقية ، و كيف يراعي النّبأة من اصمّته الصّيحة ؟ ربط جنان لم يفارقه الخفقان . ما زلت انتظر عواقب الغدر ، و اتوسّمكم بحلية المغترّين ، حتي سترني عنكم جلباب الدّين ، و بصّرنيكم صدق النيّة . اقمت لكم علي سنن الحقّ في جواد المضلّة ، حيث تلتقون و لا دليل و تحتفرون ولا تميهون
اليوم انطق لكم العجماء ذات البيان ! عزب رأي امري ء تخلّف عنّي ! ما شككت في الحقّ مذ اريته ! لم يوجس موسي عليه السلام خيفة علي نفسه ، بل اشفق من غلبة الجهّال و دول الضّلال ! اليوم تواقفنا علي سبيل الحقّ والباطل . من وثق بماء لم يظمأ !!! (من افصح خطباط علي بن ابيطالب. خطبها بعد قتل طلحة و زبير و فيها يعظ الناس ويهديهم)
از ظلمت جهل و گمراهی به وسیله ی ما هدایت شدید و به یاریمان به تعالی و ترقی رسیدید،صبح سعادت شما در پرتو شعاع وجودمان درخشیدن گرفت کر باد گوشی که ندای بلند پند و اندرز را درک نکند ! مسلما گوشی که با صیحه ی نادانی و جنایت کر شده آهنگ ملایم (حق)را نشنود مطمئن باد ! قلبی که از خوف خدا جدایی نپذیرد همواره منتظر عواقب مکر و خدعه ی شما بودم نشانه های فریب خوردگان را در شما مشاهده می کردم . تنها به خاطر استتار شما در پرده ی دین بود که من از شما چشم پوشیدم اما صفای دل ، مرا از درون شما آگاهی می داد . آن هنگام که در جاده های ضلالت سرگردان بودید راهنما و دلیلی نمی یافتید شما را به جاده های حق رهبری کردم تشنه ی رهبر بودید و او را نمی یافتید من شما را به سر چشمه ی حقیقی رهنمون شدم . امروز مهر سکوت را می شکنم سخنانی ایراد می کنم که در عین فشردگی و اجمال هزاران زبان گویا داشته باشد دور باد رأیی كه از دستوراتم تخلف کند از زمانی که حق را یافته ام در آن تردید نکرده ام و اگر مدتی کناره گرفتم نه از این جهت بود که در حقانیت خود تردید کنم یا ترسیده باشم ترس من همچون ترس موسی بود موسی بر خود نترسید ترسش از این بود که در غوغای ساحران جاهلان پیروز گردند و مردم را به گمراهی کشانند. امروز ما بر سر دوراهی حق و باطل قرار گرفته ایم (آنکه حق را یافته مطمئن است هر گز تردید نمی کند همانطور که اگر آبی همراه کسی باشد تشنه نگردد) |
|